تبليغاتX
همسنگر

همسنگر

WORKERS OF ALL COUNTRIES UNITE

مبارزه طبقاتی و آزادی زنان

 

آنچه در زیر می آید ترجمه مقدمه کتاب "مبارزه طبقاتی و آزادی زنان" نوشته تونی کلیف میباشد. تونی کلیف در این کتاب بر بستر بررسی مبارزات زنان در کشورهای روسیه، آلمان، انگلستان، فرانسه و آمریکا در 50 سال اخیر به نقد "جنبش فمینیستی" و برخی دیدگاههای "انحرافی" و "گیج کننده" آن میپردازد. لازم به ذکر است که درج ترجمه های مختلف و از جمله ترجمه حاضر صرفاً در جهت انعکاس دیدگاههای رایج در جنبش چپ به خوانندگان "پیام فدایی" بوده و به مفهوم تائید همه مواضع نویسندگان آنها نیست.

 

مقدمه:

در طول صد سال گذشته دو جنبش مختلف در صدد بوده اند تا به امر رهایی زنان دست یابند: مارکسیسم و فمینیسم. (1) خواست هر دو ریشه کن کردن نابرابری و موقعیت تحت ستم زنان در جوامع امروزی و استقرار موقعیتی با برابری کامل زن و مرد بوده است. اما این دو جنبش، ستم زنان را به دو شیوه کاملاً متفاوت در می یابند و استراتژی هایی را برای این رهایی دنبال می کنند که کاملاً در مقابل یکدیگر قرار میگیرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

۱- جنبش دانشجویی داستان یک جنگ است.آتش است اما در بطن خاکستر!

قهرمانان جنگ نماینده ی سوسیالیزم هستند که علیه استثمار و ارتجاع دینی می جنگند. تاریخ جنبش نمایشنامه ای از تضاد های مابین مذهب عصیانگری جوانان و علم است که در آن هر پرسوناژ رخش آینده ی ایران را به سویی میکشد.هر چند سوسیالیسم یک علم تلقی می گردد اما از اکنون آتیه ی آن قابل تحلیل نیست.هیچ معلوم نیست که در آینده چه اتفاقی می افتد. شاید به قول الف ـ بامداد: این سو شهر هیولاست و در آن سوی انسان دیو دو سر می زاید!

۲- من: تلاش و پیگیری ـ بازداشت ـ نفس کشیدن مشروط ـ پا در هوایی ـ فلسفه ـ سر خوردگی ـ سیگار ـ و اکنون انزوا...

۳- آینده: سرمایه ـ جی ۸ ـ اتم ـ خطر جنگ ـ ایران ـ فقر و بحران ـ مسجد و منبر ـ طغیان ـ سرکوب ـ قهقهرا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

گیرم که می برید

   گیرم که می زنید

     گیرم که می کشید

     با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید!

 این روزها دیگر فقط اندیشه نیست که زندانی است بلکه اندیشمندان در سیاهچالهای تهران -مازندران - اهواز - شیراز - و جای جای این سرزمین به بند کشیده شدند . امروز ما سلطه را بی واسطه به زمخت ترین شکلش درک میکنیم. نظام سرمایه داری وابسته و مرتجع ایران با عریان ترین شیوه ممکن تا محفوظ ترین پستو های ذهن ما را به زیر یوغ خود می خواهد . و بی اعتنا به خشم کاخ برانداز توده ها علیه آگاهی مسلح شده است .  فضا را رخوت انگیز و خواب زده می خواهد . به سخره می گیرد - توهین می کند - به زندان می افکند - اعدام میکند....اکنون ۲۵ نفر از رفقای مبارز ما که وجودشان خاری است بر چشم امپریالیسم و ارتجاع - تنها به دلیل فریاد برآوردن و اعتراض علیه نابرابری و استثمار - در بازداشت بسر می برند.

ما به عنوان جمعی از دانشجویان چپ انقلابی این توحش رژیم را محکوم کرده و به شما و همه مردم آزادیخواه ایران میگوییم که این حرکت رژیم را بی پاسخ نخواهیم گذاشت.                                                                  

                                    کار - نان - آزادی

                                     حکومت شورایی

                      جمعی از دانشجویان چپ انقلابی

                                   ۱۴/آذر/۱۳۸۶

اسامی دستگیر شدگان دانشگاه های مختلف

- دانشگاه اهواز :

سروش هاشم پور

دانشگاه شیراز:

یونس میرحسینی

- دانشگاه مازندران:

بهرنگ زندی

نادر احسنی

حامد محمدی

میلاد معینی

آرش پاکزاد

انوشه آزادبر

احسان آزادبر

- دانشگاههای تهران :

بهروز کریمی زاده

روزبه صف شکن

بیتا صمیمی زاد

محسن غمین

مهدی گرایلو

کیوان امیری الیاسی

نسیم سلطان بیگی

علی سالم قهفرخی

روزبهان امیری

یاسر پیر حیاتی

بابک پاشا جاوید

مهسا محبی 

محسن ثقفی

حسن معارفی

سعید حبیبی

                                                            طرف ما شب نیست

                                         چخماق ها کنار فیتیله بی طاقتند

                                           خشم کوچه در مشت توست! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

رفقای دانشجو مواظب باشید!

اراذل و اوباش  رژیم دیوانه وار به جان دانشگاه افتاده اند و تا این لحظه ۷نفرازرفقای فعال  که نقش کلیدی در برگزاری مراسم ۱۶آذرداشتند را ربوده اند. تا کنون از سرنوشت این رفقا هیچ گونه اطلاعی در دست نیست.همچنین کیوان امیری الیاسی دیگر فعال دانشجویی دانشگاه شریف مدت چند ساعت است که در مسیر بین بلوار کشاورز و دانشگاه تهران ناپدید شده است. و تلفن همراه وی نیز از لحظه ی ناپدید شدن خاموش می باشد.گفتنی ست روز گذشته نیروهای رژیم پس از دستگیری رفیق نادر احسنی جلو درب منزل وی به زور وارد منزل شخصی نادر احسنی شده و کیس کامپیوتر و تعدادی کتاب را توقیف نموده اند. رفقا همگی ما در مراسم فردا این اقدام جمهوری اسلامی را بی پاسخ نخواهیم گذاشت!

اسامی رفقای بازداشت شده تا این ساعت به شرح زیر می باشد:

مهدی گرایلو

نادر احسنی

بهروز کریمی زاده

سعید حبیبی

انوشه آزادفر

احسان آزادفر

الناز جمشیدی

و  کیوان امیری الیاسی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

مراسم بزرگداشت پوینده و مختاري دوتن از قربانیان قتل های زنجیره ای جمهوری اسلامی دیروزدر گورستان امامزاده طاهر مهرشهر كرج برگزار شد. حوالي ساعت دو بعد از ظهر تجمع در اطراف مزار اين دو تن شكل گرفت و بر تعداد حاضران در جمع مدام افزوده مي شد و این تجمع با خواندن بيانيه ي كانون نویسندگان آغاز شد. در حين سخنراني پلاكاردي بالا برده شد كه روي آن آرم شيرو خورشيد به چشم مي خورد و زير آن نه به جنگ نوشته شده بود كه مورد اعتراض حاضرین در تجمع قرار گرفت. در ادامه اعضاي كانون به خواندن اشعاري اعتراض آميزاز سوي خود و ديگران و صحبت درباره ي اين دو قرباني جمهوري اسلامي و مشخصا قشر روشنفكر و نويسنده پرداختند. ناصر زرافشان نيز سخنراني كوتاهي در تحليل و اعتراض به وضع موجود ارائه داد. در انتها با اعلام پايان برنامه ي كانون، از حضار خواستند براي صحبت در تريبون آزاد اسامي خود را ليست كنند.
ابتدا فراخواني از سوي دانشجويان دانشگاه تهران خوانده شده مبني بر دعوت به تجمع اعتراضي روز سيزدهم آذر(بمناسبت 16آذر) مقابل دانشكده ي فني دانشگاه تهران ساعت 12ظهر. سپس گروهي اشعار خود را خوانده و دو نفرنيز براي دفاع از مواضع و خواسته هاي چپ، تريبون را به دست گرفته و صحبت کردند كه دراعتراض به بحث يكي از انها آقاي زرافشان خواست حضار فقط اشعار خود را بخوانند.
در ادامه سخنراني ديگري نيز حاضرين با شعارزنداني سياسي آزاد بايد گردد سخنران را همراهي كردند. عده اي نيز به دليل نداشتن اجازه از سوي مسئولين برگزار كننده و كمبود وقت موفق به صحبت كردن نشدند. كانون نويسندگان گويي در كل سعي در محدود نگاه داشتن مراسم به بزرگداشت دو نويسنده و نهايتا اعتراض به تهديدهاي حكومت و محدوديت هاي مشخصا قشرنويسنده داشت. در حاليكه جز با اعتراضات و خواسته هاي راديكال نمي توانستند وضع موجود را به درستي و در بسترحقيقي آن نقد كنند و حاضرين از اقشار مختلف جامعه منتظر بيان شدن اعتراضات اجتماعي و انساني بودند.
در پايان مراسم بسياري از افراد حاضرحلقه ي بزرگي تشكيل داده و در حاليكه دست هاي يكديگر را بالا گرفته بودند به خواندن چند سرود از جمله سرود انترناسيونال و كوبيدن پاها به زمين پرداختند . در نهايت جمع به تدريج متفرق شد. در اطراف آنجا نيروهاي انتظامي با فاصله نه چندان كم حضور داشتند و نیزافراد لباس شخصی ديده مي شدند كه بخاطر انبوه جمعیت اجتماع کنندگان اقدامی از طرف آنها صورت نگرفت.

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

تا که در بند یکی بندم هست

با تو ای سوخته پیوندم هست

اگرچه در تب تند شکنجه میسوزم

زخون ریخته خورشیدها می افروزم

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

چند وقتی ست که رفقادر اینترنت به جان هم افتاده بودند.و خواسته یا ناخواسته دست به تخریب یکدیگر میزدند.سوابق سیاسی یکدیگر را علنا مطرح می کردند. بی پروا در مطالب خود ساختارها و گرایش فکری و حتی نام افراد و چگونگی تشکیل محافل خودمانی که در درون بدنه جنبش چپ دانشجویی بود را معرض دید می آوردند.(ظاهرا از اینکه این سوابق ضمیمه ی پرونده های بعدی شان در وزارت اطلاعات شود نیز باکی نداشتند!!!)مچ گیری میکردند، اتهام میبستند، انگ می زدند، وصله می چسپاندند. خوشبختانه در چند روز اخیر شاهد فرو کش کردن این مضحکه ی خاله بازی فی ما بین رفقا بودیم، اما دیشب باز یکی از طرفین که نمیدانم چرا این بازی را اینقدر کش می دهد دوباره مطلبی در وبلاگ شخصی اش(تکروی)درج کرده بود که من یکی دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و با نوشتن این یادداشت سعی کردم شیوه نقد درست و شرایط  فعلی حاکم بر جریانات را به دوسه طرف این مسخره بازی که دیگر ریشش هم درآمده یاد آوری کنم:

                   نصف مال من ، نصف مال تو

 

همیشه نقد یک جریان ، آن هم بدین گونه که بر تمامی آن خط بطلان کشد،اگر ارایه ی آلترناتیوی را توسط ناقد در پی نداشته باشد،نشان لمپنیسم فکری شخص ناقد دارد ، و یا نشان دهنده ی این است که یا نقد علمی به بن بست رسیده و یا اینکه جریانات متقابل آنقدر به قهقرا رفته اند که از درو دیوارشان بحران می بارد و گزک های تخریبی شان بسیار شاخص شده است. با فرض چنین حالاتی دیگر نقد ها را نمی توان نقد نامید، بلکه باید مباحث مطرح شده را صرفا کارشکنی و مانع تراشی بر سر راه دیگری خواند. متاسفانه در بازی های قلمی ایجاد شده بین رفقا، غافل از اینکه چه نتایج بدی برای طرفین به بار خواهد آورد.مدعیان به جای اینکه در اندیشه تربیت فکری افراد جدید باشند، دیگران را نیز از خود بری میکنند.به عنوان مثال:اتهام اپورتونیسم که فارغ از در نظر گرفتن فعالیتهای پیشرو چپ کارگری مطرح شده،(و منظور نظر یکی از طرفین است)یعنی متهم دانستن طرف مقابل به آب ریختن به آسیاب حکومت اسلامی و نیز آب ریختن حکومت اسلامی به آسیاب ایشان و این یعنی سهیم دانستن رفقای مقابل در جنایات ۲۸ سال گذشته رژیم!!!(حال بازخورد این اتهامات را در بین دانشجویان تازه وارد تصور کنید)

 

 به نظر من این حرکات از مضحک ترین اشتباهات ناقدان است که مولفه های دیالکتیکی یک بحث را به جای ارتقا بخشیدن به یکدیگر، به تقابل و شمشیر از رو بستن و حتی روبنا را از دانایی به تجاهل سوق دادن می کشاند.

رفقا! جایز نیست در گذشته که همگی بدلیل انگشت شمار بودن در یک صف می ایستادیم، امروز با فرض اینکه چون تعداد دانشجویان چپ در دانشگاهها رشد بادکنکی داشته، به توهم اینکه هر کدام از ما سازمان یا حزب داخلی قوی را پشت سر خود داریم، علنا (ویا عامدا!!) دست به بحران سازی بزنیم. به زعم من آنانی که به نام روشنفکری، یک گرایش فکری را مورد هجوم کلمات خود قرار می دهند، ندانسته (و یا شاید  دانسته)، خواهان بی ثباتی و عدم اتحاد برای کل آن مشی فکری و گرایشات همسو با آن هستند. روی صحبتم با شروع کننده و ادامه دهنده ی این بازی است:در چنین شرایطی که تیم های امنیتی رژیم دست به کار ایجاد یک اتحاد نظامی ـ سازمانی در سطح تمامی کادر های فعال خود شده اند، و رژیم به یک بسیج در همه ی ابعاد فرهنگی،نظارتی و سرکوبگرایانه علیه جنبش های اجتماعی و بویژه جنبش دانشجویی دست زده است،و هر روز خبر دستگیری تعدادی از رفقا به گو شمان می رسد، مهمترین اصل، همانا حفظ انسجام و یکپارچگی در تمامی صفوف جنبش است. بویژه که۱۶ آذر هم به زودی فرا خواهد رسید و این تخریب ها حاصلی جز شکننده تر کردن بدنه ی نورسته ی جریانات چپ نخواهد داشت... 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

    محمود صالحی فراموش شدنی نيست

                      فراموشش نکنيد!

 

سامرند صالحی، کارگر

 

اولين باری که بياد دارم(پدرم) محمود صالحی زندانی شد سال ۷۴ بود يعنی دوازده سال پيش. همراه با يکی از دوستانش دستگير ومدتی در زندان بود! بار دوم ۷۸ و۷۹ بود که همراه با چند نفر از دوستانش مدت دوماه ونيم در سلولهای اداره اطلاعات ماندگار شد!

پايز همان سال ۷۹ بار ديگر دستگير و مدت ۸ ماه زندانی شد. اول ماه مه ۸۳ همراه با دهها نفر از کارگران دستگير ونزديک به دو هفته زندانی اش کردند! حالا هم بار ديگر دستگير ونزديک به هفت ماه است در زندان سنندج زندانی و دارد مدت محکومیتش را میگذراند! در اين سالها تفريح وايام شادی من وبرادرم يا ملاقاتهای چند دقيقه ای بوده و يا زمانی بوده است که از سلامتی محمود صالحی (پدرمان) مطلع شده ايم. همیشه با دلداريهای مادرمان اين زن مبارز به آینده امیدوار شده ایم و دوری از پدر برایمان قابل تحملترشده است. مادری که مدت زيادی از زندگی مشترکش را صرف تلاش برای آزادی و کسب خبر از وضعيت شريک زندگی اش و پدر فرزندانش در زندان شده است! ما ، فرزندان ، محمود صالحی درک کرده ايم که چرا پدرمان زندانی شده است! همراه با ملیونها نفر از کارگران جهان که همبستگی خود را با ایشان اعلام کرده اند به وجود ش افتخار و برايش آرزوی موفقيت می کنيم! ما خوب ميدانم پدرمان تنها متعلق به اعضای خانواده اش نيست بلکه متعلق به همگی کسانی است که برای حق انکار ناپزير کارگران مبارزه می کنند! با این وجود ما نگران شرايط دردناکی هستيم که پدرمان در آن بسر می برد. محمود صالحی تا به حال نزديک به هفت سال زندانی شده است و اين سلامتی ايشان را به شدت به خطر انداخته است. حالا از درد تنها کليه اش ، پروستات و نارسائی شدید قلبی رنج می برد همين باعث شده است بار ديگر از اتحاديه ها ، سنديکاها ی کارگری در سطح جهان و از شما، کارگران، جوانان ، زنان و مردان آزاديخواه بخواهيم که محمود صالحی را فراموش نکنيد! چنين کارگر مبارزی فراموش شدنی نيست! پدر ما هيچ جرمی به جز دفاع از حقوق هم طبقه ای هايش و تلاش برای ايجاد تشکلهای آزاد کارگری نداشته است . ما، از شما میخواهیم بار دیگر همه با هم با تمام توان برای آزادی اش از بند تلاش کنیم !

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

بر انبار کتابها سکوتی وحشتبار حاکم است. انسانها در گمنامی سیر می کنند. آدمها در چهار دیواری ها به خاموشی محکوم می شوند.هیچ جرقه ای مزاحم تاریکی یکدست شب بیابانها نیست."و خانه ما در روستا نیز کوچک تر از آن است که در چنین شبی به چشم آید". رفقا در ذهن سیگار زده ی من تنها به سایه هایی کج و معوج بدل شده اند و جهان چه آرام است!!!!...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

ترس ارغوانی ست

                     مهناز طالبی طاری- آلمان

 

آن جا که امتدادِ باریکه راه بلند

مرز می کشد

تا نقطه ی دور، در بی نهایتِ دشت

تَرسَت را برای همیشه می فهمم!

 

نَخل کوچکم که به خاکِ کلدان می کند اعتماد

مکثی می شود انگار در مسیر نگاهِ منتظرم

 

پنجره را باز می کنم- تا آگاهی خاک

در پاکی مُعلق خاطری آزُرده- زمهریر

خمیازه های طولانی را مکرر کند در انتظار

 

ترس اغوانی ست

 

تا قیچی باغبان قیر شب را از هم دَرَد

علف های سبز راه تا افق

به سیاهی می زنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

از اواخر اردیبهشت ماه سال 1386 سلسله عملیات های پلیسی در سرتا سر کشور خصوصا در تهران از طریق نهاد های انتظامی و امنیتی با نام ارتقای امنیت اجتماعی شروع شد ، که موجی از تنش ها و حاشیه ها را در ابعاد داخلی و خارجی رقم زد.

مسلما افکار عمومی در سایه حمایت رسانه های دولتی ، از این طرح تنها آنچه را که گردانندگان پشت صحنه این طرح سیاسی تمایل داشتند ملاحظه نمودند. علی رغم اینکه اکثریت مطلق قربانیان این طرح از محرومترین لایه های اجتماعی که به هیچگونه نهاد ، مجموعه یا تریبونی برای بیان حقایق دسترسی نداشتند ، این مجموعه موفق شد تا با بازگشت تعداد کثیری از افراد قربانی این طرح که یا بلاقید آزاد شدند یا با ضمانت به جامعه بازگشتند و یا به زندان های مختلف منتقل شدند ، فرصتی برای مستند سازی پشت صحنه این طرح فراهم آورد و با اینکه قلم قاصر از بیان دیده ها و شنیده های وحشتناک صورت پذیرفته توسط نهادهای مدعی حراست از حقوق اجتماعی است سعی گشته است حداقل رسالت افشای نقض حقوق انسان ها در حد توان صورت پذیرد .

آغاز طرح :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

 .

اتحاد ما رمز پیروزی ماست

حقوق شهریور را دریافت کردیم اما برای باقی طلب های ما وعده ١٥ روز دیگر را داده اند. برای اینکه خواستهایمان را پیگیری کنیم، برای اینکه نگذاریم دوباره دستمزد ما را به عقب بیندازند، اخراجمان نکنند و نمایندگان دلسوزی که سخنگویان ما بودند را زیر فشار نگذارند هرهفته جمع می شویم و در مورد وضعیت خود و مسائل فوری کارمان تصمیم می گیریم.

ما هر هفته روزهای پنجشنبه ساعت ١ تا ٢ جمع خواهیم شد و این را حق مسلم خود، تشکل واقعی خود می دانیم.

کارگران نیشکر هفت تپه

١٩ مهر ١٣٨٦

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

                                  بالاخره بعد از ۳۷ روز دوباره اومدم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

                          پیام همبستگی و حمایت از زندانیان سیاسی !

      

 آنها میخواهند زنده بمانند و آزاد زندگی کنند!

     زندانیان سیاسی را تنها نگذاریم!

  طنین صدای استمداد زندانیان سیاسی حصار زندانهای مخوف جمهوری اسلامی را در نوردیده  است.   زندانیان  سیاسی با شنیدن اخبار موج وسیع اعدام ها نگران سرنوشت خود هستند . آنها  روزها و شب های سختی را میگذرانند . زندانیان سیاسی   از تمامی انسانهای آزادیخواه و سازمان های مدافع حقوق بشر در سراسر جهان درخواست نموده اند که برای توقف و لغو هر چه سریعتر احکام  اعدام و همچنین پایان دادن به   فشار  و شکنجه  ، روز جمعه 16 شهریور (7سپتامبر 2007) در یک اقدام جهانی از  هر طریق ممکن  به جمهوری اسلامی اعتراض کنند. 

ما همصدا با زندانیان سیاسی و انسانهای شریف و آزادیخواه سراسر جهان خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و توقف صدور و اجرای احکام زندان، شکنجه و اعدام در ایران و سراسر جهان   هستیم .

باید به نگرانی زندانیان سیاسی و خانواده آنها پایان داد. آزادی بیان و قلم، حق  داشتن تشکل مستقل از دولت و آزادیهای سیاسی   از حقوق مسلم ما کارگران و همه  مردم آزادیخواه است و باید  برسمیت شناخته شود. هم اکنون تعداد زیادی از  فعالین کارگری  در زندان بسر میبرند و یا در انتظار اجرای احکام زندان و شلاق هستند. جرم آنها دفاع از حقوق کارگران و شرکت در اعتصابات و اعتراضات کارگری و بر پائی مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر و سازمان دادن تشکل های مستقل از دولت و کارفرما است.  

باید به این موج سرکوب ، شکنجه و اعدام  و تعقیب و آزار فعالین جنبش کارگری و دانشجوئی و آزادی و برابری زنان فورا" پایان داده شود. باید با اعتراض هر چه   وسیعتر   جهانی در حمایت از فراخوان زندانیان سیاسی اسیر و در بند نظام توحش و بربریت اسلامی   یکبار دیگر با صدای رسا اعلام کنیم که دیگر اعدام بس است. تحقیر و استثمار و شرمندگی بس است .   ما یک زندگی انسانی و شرافتمندانه  میخواهیم . این حق ماست که به این شرایط جهنمی اعتراض کنیم. این حق ماست که بگوئیم و بنویسیم که ما جنگ نمیخواهیم. ما بمب نمی خواهیم . بساط زندان و شکنجه را بر چینید. ما حق داریم که فریاد بزنیم کرامت و منزلت انسانی ما را بیش از این لگد مال نکنید. ما حق داریم که اعلام کنیم دستمزد هایمان نا چیز است، گرانی بیداد میکند، هزینه های مواد غذائی و مسکن و دارو و درمان سر سام آور شده است. ما حق داریم که خواهان بر چیده شدن شرایط پادگانی در محیط های کار و تحصیل و خیابانها شویم. ما حق داریم که حجاب اجباری نخواهیم. ما حق داریم که   کار کنیم و از رفاه و یک زندگی شاد و امن برای خود و فرزندانمان بر خوردار باشیم. ما حق داریم که در صورت اخراج و بیکاری از بیمه بیکاری مکفی   بر خوردار باشیم.  

نمیتوان با زندان و شکنجه و اعدام به این وضع ادامه داد. بساط زندان و شکنجه را بر چینید. حکم ما برای خلاصی از شر این شرایط جهنمی ، سرنگونی جمهوری اسلامی است.  اعدام نسل کشی است. قتل عمد دولتی است. محروم ساختن انسانها از حق زندگی است .   ما زندانیان سیاسی  را تنها نمی گذاریم . ما از حق آزادی بیقید و شرط آنها دفاع میکنیم.ما صدای حق طلبی آنان را در هر کوی و برزن فریاد میزنیم.  

   زنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی طبقاتی کارگران!

    زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

    هر چه گسترده تر باد   اقدام جهانی علیه اعدام !                        

جمعی از:

            کارگران شرکت کشت و صنعت کارون شوشتر

            کارگران شرکت کشت و صنعت شعیبیه شوشتر

            کارگران شرکت کاغذ سازی کارون شوشتر

            کارگران   نیشکر هفت تپه

            کارگران نورد و لوله اهواز

            کارگران صنایع فولاد اهواز       

      پنجشنبه 15 شهریور 1386( 6 سپتامبر 2007)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 گذشت!

 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 مي گذرد و ما همچنان در انتظار روزي هستيم که کميته هاي حقيقت ياب و دادگاه هاي مردمي ضمن تحقيق و جمع آوري اطلاعات، با روشن ساختن تمام ابعاد اين جنايت ضد بشري، نسبت به مجازات آمران و عاملان آن اقدام کنند.

پس از پايان جنگ و پذيرش قطع نامه ي 598 از سوي حکومت اسلامي، شکسته شدن اتوريته ي کاذب نظام، فرار سربازان از جبهه، بحران هاي اقتصادي و اجتماعي گسترده و پيش بيني گسترش جنبش هاي اجتماعي در سال هاي پس از جنگ، حکومت اسلامي که از موج جديد اعتراضات و اعتصابات مردمي در هراس بود، طي ماه هاي مرداد و شهريور 67 به اعدام گسترده ي هزاران زنداني سياسي پرداخت.

اين زندانيان سياسي که شکنجه و زندان هاي طولاني مدت و همچنين روزهاي خفقان آور  دهه ي 60 را از سر گذرانده بودند، متشکل شده و زندان را به مدرسه ي مبارزه تبديل کرده بودند، تجربيات مبارزاتي ذيقيمت آنها را قادر مي ساخت که پس از آزادي از زندان  با کمک به سازماندهي اعتراضات و اعتصابات مردمي به اپوزيسيون قدرتمندي براي حکومت اسلامي تبديل شوند. بيهوده نبود که کشتار آنان با سراسيمگي و عجله ي وصف ناشدني تحت مانور تبليغاتي حکم قتل سلمان رشدي  و پذيرش قطعنامه 598 ، به بهانه ي حمله ي «مجاهدين» به شهرهاي غربي کشور انجام گرفت. زندانيان در دادگاه هاي چند دقيقه اي تفتيش عقايد به جرم اعتقاداتشان به اعدام محکوم شدند. در ميان اعدام شدگان بسياري در حال گذراندن دوران محکوميت خود بودند؛ دوران محکوميت شمار زيادي از آنان به پايان رسيده بود و شماري از آزادشدگان دوباره فراخوانده شدند تا به جوخه هاي آتش سپرده شوند. ابعاد اين جنايت ضد بشري به دليل سانسور شديد خبري و گستردگي آن در سراسر کشور هنوز روشن نيست؛ اما آنچه که مسلم است به قتل رسيدن حداقل 5000 نفر زنداني سياسي در زندان هاي مختلف حکومت اسلامي است.

زندان، شکنجه و اعدام از ازل در جامعه بشري نبوده و نبايد تا ابد وجود داشته باشد. زندان، شکنجه و اعدام و به طور کلي پديده ي سرکوب را جز در پرتو مبارزه ي طبقاتي، به عنوان وسيله اي براي به شکست کشانيدن جنبش طبقات تحت سلطه نمي توان درک کرد. واضح است که جامعه در تمام لحظات در شرايط بحراني و انقلابي قرار ندارد، بنابراين حاکمين سرمايه براي حفظ مناسبات اسارات بارشان تمام تلاش خود را صرف خارج کردن بخش زيادي از فعالين سياسي طبقات محروم از عرصه ي مبارزه ي طبقاتي بالفعل و تغيير توازن قوا مي کنند. حکومت ها خوب مي دانند که جز با نيروي انسان هاي متشکلي که با عمل آگاهانه ي جمعي شان براي براندازي مناسبات سرمايه داري تلاش مي کنند، نمي توان جهاني آزاد ساخت. درست به همين دليل با زنداني و اعدام کردن افراد با تجربه و پرتحرک سازمان هاي سياسي مخالف، سعي در انهدام آن سازمانها و ساير تشکلهاي مردمي دارند. زندان و اعدام کردن مخالفين علاوه بر حذف فيزيکي آنان، با هدف ايجاد و گسترش هراس در جامعه و به خصوص در ميان طبقات تحت ستم دنبال مي شود. هدف در هم شکستن اعتماد به نفس توده هاست، همه بايد آن گونه که حاکمان مي خواهند بيانديشند و زندگي کنند.

کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 اولين و آخرين کشتار دگرانديشان، کمونيست ها و نيروهاي مترقي در ايران و جهان نبوده است.  طي قرن گذشته در بسياري نقاط دنيا و از آن جمله در کشورهاي آسيايي و آمريکاي لاتين، نظام جهاني سرمايه ديکتاتورها را تحت عناوين مختلف مامور کشتار کمونيست ها و دگرانديشان کرده است. در ايران کشتار هزاران انسان طي مدت کوتاهي در تابستان 67، به دنبال حدود يک دهه سرکوب عنان گسيخته  و برقراري حکومت نظامي- پليسي اسلامي و به خصوص کشتار خونين دهه ي 60 روي داد. آزادي خواهان و فعالين جنبش کمونيستي، با به زندان افتادن و تحمل شکنجه هاي طاقت فرسا، و در نهايت با از دست دادن جانشان تاوان سرافرازي جنبشي را پس دادند که براي جهاني بهتر و انساني تر مبارزه مي کرد. از آن جا که زندان، شکنجه و اعدام يکي از ابزارهاي طبقات حاکم در مبارزه عليه طبقات فرو دست است، تا زماني که اردوي کارگران در برابر مناسبات سرمايه قد علم کرده است، تکرار چنين جناياتي در ايران يا هر گوشه اي از دنيا عجيب نخواهد بود. چنان که کشتار 67 ، با قتل هاي زنجيره اي دنبال شد، و امروز هم حکومت اسلامي با اصرار براي ادامه ي بازداشت محمود صالحي که در وضعيت وخيم جسمي به سر مي برد هدفي جز گرفتن جان او را دنبال نمي کند. براي پايان دادن به اين جنايات ضد بشري بايد مجموع مناسبات سرمايه داري و ديکتاتوري حامي اين مناسبات را هدف قرار داد. اولين گام در جهت پايان دادن به جنايات ضد بشري چون کشتار زندانيان سياسي در تابستان سال 67، لغو «مجازات اعدام» است. مجازات اعدام نشانه ي بيماري سازمان جامعه اي است که وسيله ي دفاعي اش جلاد است. جنبش طبقه ي کارگر به جاي انتقام جويي و ستايش جلاداني که با اعدام جنايتکاران راه را براي ظهور جانيان جديد باز مي کند به طور جدي براي تغيير سيستمي مبارزه مي کند که چنين جنايت هايي را به وجود مي آورد.

ياد جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم بايد زنده نگاه داشته شود، پرونده ي کشتارهاي خونين دهه ي 60 بايد گشوده باقي بماند؛ بايد گشوده بماند اما نه در نهادهاي جهاني حقوق بشري که بر حسب منافعشان نسبت به آن چه در ايران اتفاق افتاد سکوت کرده و مي کنند و به دليل سرشت ذاتي شان سرانجام خون قربانيان اعدام هاي تابستان 67 را پاي ميز مذاکره معامله مي کنند؛ بايد  ياد ازخودگذشتگي و دلاوري جانباختگان قتل و عام 67 زنده بماند در قلب هاي ما، در مشت هاي گره کرده ي ما، در وجدان هاي آگاه  مردم جهان و در همبستگي و مبارزه ي جهاني ما، تا آن روزي که در دنيايي آزاد به اين جنايات رسيدگي شود. در آن روز تک تک زندانيان سياسي و يا بازماندگان آنان مي توانند از لحاظ حقوقي و قانوني براي پيگيري مجرمين و جنايتکاراني که آنان را دستگير و شکنجه کرده، به زندان انداخته و بخش زيادي از آنان را به قتل رسانده اند، اقدام کنند.

اما حکومت سرمايه داري حاکم علاوه بر آسيب هاي بازگشت ناپذيري که به زندانيان سياسي، خانواده ها و بازماندگان آن ها وارد کرده است، مرتکب جنايت عليه بشريت نيز شده است. قتل سيستماتيک مخالفين سياسي طي دهه ي 60 و به خصوص در سال 67، کشتار جمعي و جنايت عليه بشريت محسوب مي شود و مشمول مرور زمان نمي شود، بنابراين حکومت اسلامي علاوه بر پاسخگويي در برابر تک تک قربانيان بايد پاسخگوي تاريخ و جامعه ي انساني هم باشد.

کشتار زندانيان سياسي در سال 67 نمادي از جنايات ضد بشري حکومت اسلامي و نظام جهاني سرمايه است. «خاوران» سند افشاگر اين جنايات است؛ بنابراين تلاش براي زنده نگاه داشتن ياد جان باختگان راه آزادي و سوسياليسم در تابستان 67 و حفظ سندي به نام «خاوران»، جزئي از مبارزه ي بي امان براي جهاني است که در آن اثري از اعدام، شکنجه و زندان نيست. «خاوران»، زمين مهرباني که هزاران تن از زيباترين فرزندان آفتاب و باد را در خود جاي داده ، نه خصم حکومت اسلامي که انکار اين حکومت است. بنابراين در شرايطي که مي خواهند سکوت را به ما تحميل کنند بايد از «خاوران» گفت و از کشتار 67 نوشت. ستم واقعي را بايد با آگاه کردن مردم از آن، ستمگرانه تر سازيم، ننگ را بايد با افشاي آن ننگين تر کنيم. «خاوران» را مثل هر قلمرو ديگري از جامعه ي ايران بايد چون لکه ي ننگ اين جامعه نشان دهيم. بايد اين روابط واپسگرايانه را واداريم تا با ساز خود برقصند!

چپ کارگری دانشگاه های تهران

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

نشریه ی میلیتانت

هیئت تحریریه سایت سلام دموکرات

1386/6/9

 

 

 توضیح آوای دانشگاه: بیانیه فوق در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جانباختگان کشتارهای سال ۶۰ تا ۶۷ در دشت خاوان در روز جمعه  ۹ شهریور توسط دانشجویان خوانده شد.بر گرفته از آوای دانشگاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت   توسط جواد توللي  | 

 

و باز ما هستیم که بر ششدر تاریخ ایستاده ایم و زورگویانش را به پیکار می طلبیم...

           وعده ما همسنگران:

                                        جمعه  نهم شهریور

                                      ساعت ۹بامداد

                                        گلزار خاوران

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت   توسط جواد توللي  |